تبليغاتX
پسران بد قم

با دانستن IP یك شخص مثلا در چت چه كارهایی می توان انجام داد؟

● قطع ارتباط شخص با اینترنت: شما میتوانید با استفاده از برنامه هایی مانند IP Disconnect یا Rocket و دانستن IP شخص مقابل او را از اینترنت بیرون بندازید.

●كند كردن سرعت ارتباط شخص با اینترنت: با استفاده از برنامه هایی مانند Vai-te-ja-icmp Bomber و... با فرستادن Packet های بسیار در یك زمان سرعت شخص را عملا كاهش دهید ....

● پیدا كردن پورت های باز: وقتی كه IP یك فرد را داشته باشید میتوانید با استفاده از برنامه های Port Scanner سیستم شخص مقابل را جستجو كنید و اگر پورت بازی وجود داشت در صورت امكان از آن استفاده كنید.

● یافتن تروجان فعال در سیستم مقابل: خب مانند بالا بعضی از برنامه ها با دادن IP یك دستگاه آن دستگاه را برای تروجان های فعال جستجو می كند و اگر پورت بازی مربوط به یك تروجان را پیدا كند به شما گزارش میدهند.


● آیا میتوان با دانستن IP یك شخص با برنامه هایی مانند Sub Seven و.. به سیستم قربانی حمله كرد؟
در حالت عادی خیر، یعنی اینكه برای كار كردن با برنامه های تروجان مانند Sub Seven باید یك Server در سیستم قربانی فعال شود ( فایل سرور فایلی است كه با برنامه های تروجان مانند Sub Seven ساخته شده و باید برروی سیستم قربانی اجرا شود و پس از اجرای فایل سرور یك پورت در سیستم قربانی باز میشود كه راه نفوذ شخص را باز می كند ) پس در نتیجه اگر قبلا فایل سروری برروی سیستم قربانی باز نشده باشد یا اینكه فایل سرور برروی سیستم او موجود نباشد شما هیچ كاری با برنامه های Trojan نمیتوانید بكنید.


● چه كنیم كه هیچ كسی نتواند آسیبی از طریق دانستن IP ما به ما برساند؟

خب تنها كاری كه شما باید انجام بدهید استفاده از یك فایر وال ( دیوار آتش ) Firewall در سیستم خودتان میباشد این برنامه ها پورتهای باز شما را بسته و شما را در مقابل حمله احتمالی از طریق IP و همچنین دسترسی برنامه های مشكوك را به اینترنت ( برای ارسال یا دریافت اطلاعات ) محدود می كند.

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 19:39 |
هرگز براي عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي ميرسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند


هر قطره اشك نشانه غمه، هر سكوت نشانه تنهائيست، هر لبخند نشانه مهرباني
و هر sms نشانه اي از دلتنگي من براي تو


تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم



تو اون فرشته اي كه وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پائيز را مي كشند تا جاي پاهات رو بوسه بزنند


كاش مي شد عطش زمزمه ياد تو را در شط فاصله ها شست و فراموشت كرد



خوردن شیرینی خیلی راحته٬ خوندن داستان شیرین هم راحته٬ اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا کردی؟



تنهايي، اين واژه را بلندترين شاخه درخت خوب مي فهمد


جاده عشق همسفر مي خواست و من، تو را برگزيدم به خاطر قلب مهربانت



كاش بداني روشن ترين ستاره بخت مني . پس بتاب و دنياي مرا روشن كن .


من تو را پرسيدم : ايا خدا تنهاست؟ گفتي خدا هر جا همراه آدم هاست، گفتي خدا خوب است، گفتي كه زيباروست، هر انچه ما داريم گفتي فقط از اوست



عهد کردم اگر بوسه داد توبه کنم... بوسه اي داد چو برداشت لب از روي لبم توبه کردم که دگر بوسه بي جا نکنم



تقديم به آن نگاهي که تمام هستي و دلم فداي اوست : طلايي ترين روزها ، ارزاني نگاه مهربانت و بغل بغل گل مريم پيشکش قلب مهربانت...



الان هوا بارونيه شديد . باد مي وزه شديد . من دوست دارم شديد . عاشق شدم شديد . دقيقا الان من يه ادم بي جنبه بارون نديده ام شديد .





دنيا را برايت شاد شاد و شادي را برايت دنيا دنيا ارزومندم



بهترين لذت دنيا زمانيه كه اصلا انتظارش رو نداري و زيباترين اونا دوست داشتن است . پس حالا كه انتظارش رو نداري، دوستت دارم



بتاب خورشيد من ، تا ميتوانی بتاب بر زمين و آسمان . بدان من در سينه خورشيدی بس عظيم دارم ، بتاب خورشيدم، با تو هستم و با تو جان ميگيرم



اينجا، آسمان از دل من تيره تر است . روزگارم ابري است . من اگر تنهايم، ياد تو با من هست! مهربانم، روزگار ابري است كاش اين بار جاي خورشيد تو افتاب شوي!



رخ زیبای تو را خال زدم بر بدنم تا بماند یادگار بدنت در کفنم...


من به زيبايي چشمان تو غمگين ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران، تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان

براي مردن افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست ..

فقط کافيه که از چشماي تو بيفتم !


براي رسيدن به تو لحظه ها را سفر كردم، اما تو به اندازه فاصله ها از من دوري



هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمونا با زمینش همشون فدای تو



به صليب سينه هايت ، به خماري نگاهت ، به غروب غم گرفته ، به تمام خواب هايت ، که در اين جهان هستي ، گل من فقط تو هستي



يادته يه روز گفتي چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم؟ عكسشو بده جنازه شو تحويل بگير! خودت بگو چي شد كه امروز به جاي جسدش كارت دعوت عروسي تون به دستم رسيد


خدايا به هر كه دوست مي داري بياموز كه sms 15 تومن بيشتر نيست و به هر كه بيشتر دوست مي داري بياموز كه ارزش يك دوست بيش از 15 تومن است .


تنها تكيه گاهم بود ان كه با اولين نسيم در هم شكست



ديروز ما زندگي را به بازي گرفته بوديم، امروز او ما را به بازي گرفته... اما فردا چه خواهد شد؟

 


+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 19:34 |

بن لادنِ كوچك، سفير صلح

عمر اسامه بن لادن، پسرِ رئيس تشكيلات القاعده، مي‌خواهد سفير صلح ميانِ مسلمانان و "غرب" باشد

 

عمر اسامه بن لادن، 26 ساله، پسرِ بن لادن، رئيس تشكيلات القاعده است. او در گفت‌وگو با اسوشيتدپرس در قاهره گفته است مي‌خواهد سفير صلح ميانِ مسلمانان و "غرب" باشد. در عكس او را كنارِ همسرِ بريتانيايي‌اش مي‌بي
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 19:30 |
رستورانی در میان قبر ها

 در هند مردن قسمتی از زندگی است و در  رستورانی در احمد اباد  قسمتی از غذا و نوشیدنی




در احمد اباد هند رستورانی محبوب وجود دارد که شهرتش به خاطر  چایی باشیرش.، نان با کره اش  و البته قبر هایی در میان میز های رستوران است . .

قدمت این قبرستان که متعلق به مسلمانان هند است به قرن ها قبل بر می گردد و در حال حاضر کسی از هویت قبر ها اطلاعی ندارد اما مردم از صرف غذا در کنار قبر ها لذت می برند .

قبر ها به رنگ سبز در سراسر رستوران پراکنده اند و معمولا با گل هایی تزئین می شوند .

فردی که  در حدود ۶۰ سال پیش این رستوران را بر پا کرده در ۱۹۹۶ در گذشته است ولی رستوران همچنان پابرجاست

رستورانی در قبرستان

علیرغم نظر بعضی ها که این رستوران را بی احترامی می دانند اکثر مشتری ها از اینکه در کنار قبر ها چایی می خورند اصلا ناراحت نیستند .



+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 19:27 |

من از عشق خواندم و دادگاهی شدم.....

 


              مرا به جرم عاشقی محکوم کردند.....


                           اشک ریختم که بی گناهی ام را ثابت کنم...


                                             ولی حیف که جرمم را سنگین شمردند...
  برایم حکم بریدند ...


   اشک نریز...

 

  چند روز طاقت آوردم و بعد اشک ریختم.

 

  مرا به انفرادی بردند....


  حالا من ماندم و عشقی که از سرم نرفت و ترس....


ترس از این که اگر عفو دادگاه دلت شاملم شود چه کنم؟؟؟

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:43 |
یک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني ي
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
مدیروبلاگ(این خط بدلیل مسائل غیر اخلاقی فیلتر شده است)
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد(مدیر وب لاگ : بدلیل وجود دشنام های غیر اخلاقی باقی این خطو فیلترش کردم)
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا (مدیر وب لاگ: چون که این تیکش واقعا ناجور بود مجبور شدم فیلترش کنم)
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند یک پسر خوب همیشه وقتی یک وب لاگ از خودش داره هیچ وقت مطالبی رو که دخترا بهش پیشنهاد میکنن توی وب نمیذاره
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:42 |
دخترها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله سن 27 سالگي : آخيش سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:42 |

مرد هاي ايراني بيشتر از همه مرد هاي دنيا از زن ها بدگويي ميكنند ولي بيشتر از همه مردان دنيا خواستگاري ميرند!

 

مرد هاي ايراني بيشتر از همه مرد هاي دنيا ادعاي با فرهنگي و پاك سرشتي و مناعت طبع دارند ولي بيشتر از همه مردان دنيا سر و گوششون مي جنبه!

 

مردان ايراني بيشتر از همه مردان دنيا (در ظاهر) موافق حضور زنان ايراني در عرصه هاي اجتماعي هستند ولي به اندازه تمام دنيا قتل هاي ناموسي داريم!

 

مردان ايراني بيشتر از همه مردان دنيا دنيال نوش جان نمودن دست پخت همسرشون هستند ولي رستوران هاي ايران هميشه پر از خانواده هاي ايرانيه!

 

مرد هاي ايراني بيشتر از همه مردان دنيا ادعاي غيرت و تعصب دارند ولي بيشتر از تمام جمعيت دنيا مرد معتاد داريم كه به خاطر خرج موادش حاضره همسرش تن فروشي كنه!
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:41 |
پسر هاي ايراني با اينكه خودشون هم مادر دارند و هم خواهر و جونشون براي ناموس خودشون در ميره اما هميشه براي بدبخت كردن ساير دختران ايران دندوناشون تيزه!

 از نظر پسرهاي ايراني موفقيت يعني گول زدن و فريب و سو استفاده جنسي از يك دختر و از نظر دختر هاي ايراني موفقيت يعني چشم و ابرو و سو استفاده مالي و از يك پسر و گذاشتن طرف تو كف!

يك مرد ايراني به خودش اجازه مي ده پنج شنبه و جمعه با دوستان دوران مجرديش كوه و استخر بره و در مقابل به زنش اجازه مي ده تو اين مدت فقط به خونه مادر شوهرش بره!

 

 

نكته: وفاداري بي چون و چرا يعني اينكه من حق دارم به تو خيانت كنم ولي تو حق نداري دست از پا خطا كني!

 

يك مرد ايراني به خودش اجازه مي ده پنج شنبه و جمعه با دوستان دوران مجرديش كوه و استخر بره و در مقابل به زنش اجازه مي ده تو اين مدت فقط به خونه مادر شوهرش بره!

 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:41 |

                                           

 

ترکه زنشو سفت می کنه هرز ميشه.

ترکه واسه کمک به زلزله زده های بم رفته بود کار که تموم شد ازش میپرسن چی بيشتر تو رو تحت تاثر قرار داد و ناراحتت کرد؟ميگه وقتی داشتم يه مرده رو دفن می کردم گريه ميکرد و زجه ميزد که منو دفن نکن.

می دونی که تنها زنی که شوهرش ادم بود کيه؟ هوا.

رئيس انجمن زنان:تا وقتيکه شکاف در ماست مردان بر ما سوارند.

بچه شب ميبينه مامان و باباش رو همن میپره روشون ميگه اخ جون دعوا برره ای.

رشتيه ميره خاستگاری بابای دختر ازش می پرسه خونه داری؟رشتيه ميگه اره دارم دوستام گفتن زن از تو خونه از ما.

رشتيه شب می خواسته بره دستشويی به زنش ميگه جای منو نيگر دار الان ميام.

می دونی شباهت شرت زنا با ماه چيه؟ اينه که هر دوش شبا در ميان.

غزوينيه داشته میمرده وصيت می کنه ميذاردش زير فرش.

غزوينی عروسی ميگيره روی کارت دعوتش می نويسه اوردن بچه الزامی است.

شباهت زنها با کارتون:هر دوش مال بچه هاست اما بزرگها هم استفاده می کنن.

شباهت ترک دانا و دايناسور:نسل هر دوشون منقرض شده.

اصفهانيه يه ديگ خالی ميذاره جلو زنش می گه بخور توش گوشت بودس...زنشم شب شرتشو در مياره ميگه بکن توش ...بودس.

اصفونيه خونش اتيش ميگيره به اتش نشانی اس ام اس ميزنه.

دختره روز ولنتاين ميره مغازه کارت پستال فروشی ميگه اقا کارتی دارين که روش نوشته باشه تو تنها عشق منی؟ميگه اره دختره ميگه پس لطفا ۱۶ تا بديد.

چشای تو مثل درياست اجازه ميدی توش شنا کنم؟...اجازه ميدی جورابامو توش بشورم؟...اجازه میدی توش...

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول اينا ميگه وا کنيد من مامان بزی هستم.شنگول منگول ميگن اينبارو ...خوردی گرگ حرومزاده ايفون ما تصويريه.

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:39 |

 

-با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن......

 نزنن....after shave -از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و

-جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن....

-با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن...

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن...

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیفتن....

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و چرت و پرت نگن...

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن....

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن....

تاشون قول ازدواج ندن.....Nتا دختر رفیق نباشن و به  N-در آن واحد با

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گ.ا  ندن.....

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن......

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن....

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:39 |

توصیه های کاربردی،مخصوص پسر هایی که زن گیرشون نمییاد

 

نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.

1-اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرید (ولی چون در این کار استعداد ندارید و گند میزنید بهتره دور اینکار رو خط ِ قرمز بکشید)

2-اگه خواستید دختری رو زیر نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیر نظرش بگیری.....

نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک آفتابی تیره بزنید.

3-اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید

و به مورد ِ (1) مراجعه کنید...

نکته: قبلش دورو برتون رو یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلونه

.4-به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید

ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید

5-اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشید، خواستگاری یکی دیگه برید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه...)

6-اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه.....

نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ، کفش هم نثارتان می کنه.....

7-تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده

چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی میشه تحملش کرد

نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید..حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نميشه)

8-اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنیدکه شاید در خونه شما هم بخوابه

نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟؟؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)

9-اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید..

.10-اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری...چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری....بازم چی؟!!!خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار رو که داری بعدا میشه خونه و ماشین هم خرید.......

وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گم و گور کُنی

یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَضعت رو درست کن)

11-اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... تویی که تو 7 آسمون یه ستاره هم نداری بازم کارت خیلی مشکله دیگه کمکی هم از دست من بر نمیاد

تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هلت بدم بری جلو، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیای و بیفتی تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش های دنیا راحت می شیم)

12-اگه از هیچ کدوم ازموارد بالا به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودته بهتره بری پیش یه روانپزشک..... اگه اون گفت مشکلی نداری!!!خوب دیگه باید بگم ... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم)

اینم یه نمونش

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:38 |

1) برداشتن ابرو به مقدار کافي!

 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار!

3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4

) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست!

5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني!

6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7

) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا!

8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9

) تظاهر به عصبي بودن
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:37 |

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:33 |
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵- استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶- مخالفتهای پی در پی.
۷- پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن
۹- روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون
۱۰- خواندن کتابهايی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......
به اميد بهبودي همه پسران



خصوصیات بچه مثبت

بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )

بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .

 بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .

 بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .

در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .

کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .

 کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .

بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد .

بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .

کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .

بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .

معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد !


+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:29 |
.       عشق از دیدگاه  حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند)

2.       عشق از دیدگاه دختر حاج آقا:  آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد)

3.       عشق از دید یک ریاضیدان :  عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)

4.       عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....)

5.       عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..)

6.       عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه  عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....)

7.       عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....)

8.       عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....مرجان با دوستش هم قراره بیآد....دوست مرجان واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم )

9.       عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم  عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم)

10.    عشق از دید کسی که بار اولش نیست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم)

11.    عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ)

12.    عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت  می کنم اگه بیآد خواستگاریم)

13.    به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز)

14.    عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره)

15.    عشق از دید یک مهندس الکترونیک :  عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )

16.     عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن)

17.    عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد)

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:27 |
 

پسراي امروزي مثل کرم تينيا ساژيناتا(اگه تونستی بخونی) هستند:

 هيچوقت و در هيچ شرايطي نميتوانيد با انها زندگي مسالمت اميز داشته باشيد

پسراي امروزي مثل کلاغ هستند:

 خيلي زشتند اما به چيزاي قشنگ علاقه زيادي دارند

پسراي امروزي مثل قورباغه هستند:

زبانشون از قدشون بلند تره

پسراي امروزي مثل سگ هستند:

ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن !!!!!!! (نکته کنکوري!)

پسراي امروزي مثل الاغ هستند:

براحتي سواري ميدن تا هر وقت که بخواي

پسراي امروزي مثل جغد هستند:

 هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن

پسراي امروزي مثل گوسفند هستند:

 هر وقت بخواي ميتوني کمي بهشون آب بدي و سرشون رو ببري

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:26 |
 

 اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!

 

 اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!

 

 اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!

 

 اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!

 

 اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!

 

 اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!

 

 اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!

 

 اگه سریع جواب بدن مي گن منتظر بود!

 

 اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!

 

 اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!

 

 اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:22 |

 

اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟

 

 اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟

 

 اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟

 

 اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟

 

 اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟

 

اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟

 

اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟

 

اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي اشوه شتري بيان؟

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 9:20 |

چه کسی لوگوی گوگل را طراحی کرد؟

لوگوی اولیه گوگل را سرگئی برین یکی از بنیان‌گذاران گوگل با استفاده نرم‌افزار Gimp طراحی کرد، اما نسخه جدید لوگوی گوگل را خانمی به نام راث کدار Ruth Kedar طراحی کرده است.

سال 99 یعنی همان زمانی که راث کدار به سرگئی برین و لری پیج برای طراحی لوگو معرفی شد، وی مدرس طراحی در دانشگاه استنفورد بود. از او خواسته شد که ایده‌های اولیه‌اش را برای لوگوی گوگل، ارائه کند. راهبرد و شیوه طراحی خانم کدار مورد پسند رؤسای گوگل قرار گرفت و او استخدام شد.



گوگل در آن زمان می‌خواست که لوگویی متمایز از سایر شرکت‌های مهم اینترنتی ان زمان داشته باشد، شرکت‌هایی مانند Yahoo, Excite, HotBot, LookSmart و Lycos. به علاوه گوگل می‌خواست که لوگویش نشان‌دهنده نگاه ممتاز این شرکت باشد. همه شرکت‌های رقیب گوگل در آن زمان در درجه اول پورتال‌های تجاری بودند و در درجه دوم خدمات جستجو ارائه می‌کردند، اما گوگل می‌خواست که به عنوان یک موتور جستجو شناخته شود و لوگویش هم باید این مطلب را می‌رساند.

طرح‌های زیادی برای لوگوی گوگل پیشنهاد شد و در نهایت لوگوی کنونی به دلایل زیر انتخاب شد:



- لوگو نمایی سرزنده دارد و در عین حال ساده دارد. خواندن آن بسیار ساده است، بافت و سایه‌ای که به هر حرف لوگو داده شده است، هر حرف را از برجسته نشان می دهد و در همان حال به آن وزن و شفافیت می‌دهد.

- در آن زمان فونت Times-Roman،‌فونت مورد پسند و انتخابی در وب بود و فونت sans-serif،‌فونت مورد قبول رسانه‌های کاغذی بود. راث می‌خواست فونتی انتخاب کند که هم خوانا باشد و هم یک حس نشاط و سرزندگی را القا کند،‌در نهایت او فونت Catull را انتخاب کرد که نوع قدیمی فونت serif بود.

خانم راث کدار متولد برزیل است، او برنده چندین جایزه طراحی است و نمایشگاه طراحی‌هایش در آمریکا و کشورهای دیگر به نمایش گذاشته شده است.

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 11:15 |

شستشو ، نظافت ، لكه گيري

يك نكته در مورد استفاده از مواد پاك كننده:

اگر براي لكه گيري از مواد پاك كننده استفاده مي كنيد ، در نظر داشته باشيد كه حتماً از آب سرد استفاده كنيد. زيرا آب گرم باعث مي شود كه لكه ها ديرتر از بين بروند . در صورتي كه آب سرد، لكه ها را بهتر و سريعتر از بين مي برد.

 

از بين بردن لكه شمع بر روي كاغذ ديواري:

اگر شمع بر روي كاغذ ديواري چكيد و كاغذ ديواري غيرقابل شستشو است ، اول شمع را با كارد از روي ديوار جدا كنيد . سپس با يك مداد پاك كن آن را خوب تميز كنيد.

 

لكه شمع روي وسايل چوبي:

مورد بعدي چكيدن شمع روي وسايل چوبي جلا دار است. در چنين حالتي شمع را نبايد تراشيد يا سمباده كشيد . كافي است قسمت لك شده را به آرامي با آب گرم بشوييد و فوراً با پنبه پاك كنيد.

 

لكه شمع بر روي تابلوهاي نقاشي:

در اين صورت با تيغه كارد شمع را پاك كنيد، و بعد با آب نيم گرم  و صابون و اسفنج و آن را بشوييد و پاك كنيد . سپس يك پارچه نخي را به ملايمت روي قسمت شسته شده بكشيد، اثري از لكه باقي نمي ماند.

لكه شمع بر روي موزاييك:

ابتدا كمي سركه گرم روي لكه بريزيد و بعد آن را  با صابون و آب نيم گرم بشوييد و فوراً خشك كنيد.

لكه شمع بر روي پارچه:

براي از بين بردن لكه شمع در دو طرف پارچه، كاغذ خشك كن قرار داده و روي آن اتوي  داغ بگذاريد . شمع به كاغذ خشك كن مي چسبد و لكه را از بين مي رود.

 

پاك كردن لكه سوختگي سطحي توسط قند:

زماني كه لباس شما بر اثر سوختگي  سطحي يا سيگار زرد شده ، زياد نگران نباشيد . با قند بر روي لكه زرد رنگ بكشيد و آنقدر اين كار را انجام دهيد تا لكه از بين برود.

 

تميز كردن اثر سوختگي اتو:

اگر لباس شما بر اثر گرماي زياد اتو، زرد رنگ شد، مي توانيد يك پياز را دو نيم كرده و روي پارچه كتاني بماليد. لكه هاي زرد رنگ بر طرف خواهند شد.  بعد آن را چند دقيقه داخل آب سرد خيس كنيد و بشوييد.

 

لكه سفيده تخم مرغ:

لكه سفيده تخم مرغ را هرگز با آب گرم نشوييد، زيرا لكه ثابت مي ماند . بلكه براي از بين بردن آن، محل لكه را با آب سرد ، كاملاً بشوييد.

 

لكه بر روي سفره:

اگر سفره شما بر اثر چربي لك گرفته است و با شستن هم از بين نمي رود، مي توانيد سفره را بعد از شستن به مدت يك روز در آفتاب روي بند لباس پهن كنيد .  با اينكار نور خورشيد لكه هاي سفره را از بين مي برد.

 

لكه واكس كفش:

اگر بر اثر بي احتياطي مقداري واكس روي فرش يا لباستان ماليد ، مي توانيد ابتدا پنبه اي را خيس كنيد و روي آن بكشيد. سپس روي پنبه مقداي مايع ظرفشويي بريزيد و بر روي لكه بكشيد .  بعد از اين كار پنبه را آغشته به آب خالص كنيد و دوباره روي لكه بكشيد تا لكه كاملاً از بين برود. اگر با اين كار لكه از بين نرفت ، مقداري الكل بر روي دستمال ريخته و بر روي لكه بكشيد، تا كاملاً تميز شود. اگر لباس قابل شستشو باشد، بعد از زدودن لكه، لباس را با پودر لباسشويي و آب نيم گرم كاملاً بشوييد.

 

جوهر سياه:

براي از بين بردن  جوهر سياه بر روي فرش ، مقداري ماست روي محل لكه ريخته و با قاشق ماست را جمع كنيد. چند مرتبه اين كار را تكرار كنيد، لكه كاملاً از بين مي رود.

 

لكه چاي:

براي از بين بردن لكه چاي، فوراً پارچه خيس را روي لكه بكشيد. اگر پاك نشد، پارچه را آغشته به آب و پودر لباسشويي كنيد بر روي لكه بكشيد فوراً تميز مي شود.

 

لكه قير:

براي از بين بردن لكه قير ، بهترين روش به كار بردن بنزين است . محل لكه را با بنزين بشوييد، سريع تميز مي شود .

 

لكه آدامس:

براي از بين بردن آدامس از شيره درخت كاج و يا روغن نباتي استفاده كنيد و بعد از آن لباس را كاملاً بشوييد. روش ديگر براي از بين بردن لكه آدامس از روي لباس اين است كه يك تكه يخ برداشته و چند مرتبه بر روي آدامس بكشيد تا از روي لباس جدا شود . اگر آدامس از پارچه  جدا نشد مي توانيد از بنزين استفاده كنيد.

 

لكه خون:

محل لكه را زير آب سرد قرار داده و آب سرد را با فشار روي لكه بريزيد. لكه از بين مي رود. اگر لكه پاك نشد ، مي توانيد بعد از شستن با آب سرد، روي لكه را نشاسته ذرت ماليده و در آفتاب قرار دهيد . بعد از خشك شدن نشاسته، لباس را بشوييد لكه از بين مي رود.

 

لكه هاي روي گلدان

مي توانيد بعد از شستشوي اوليه ، مقداري سركه غليظ و نمك فراوان داخل گلدان ريخته و بگذاريد چند ساعت بماند، بدين صورت جرم ها در محلول حل شده و گلدان تميز مي شود.

 

لكه خودكار:

براي از بين بردن لكه خودكار مي توانيد اسفنجي را آغشته به شير كنيد و به محل لكه بماليد، لكه به راحتي از بين مي رود.

 

لكه چسب:

يك تكه پارچه را آغشته به سركه كرده و روي چسب بگذاريد. چسب، سفتي خود را از دست داده و از لباس جدا مي شود.

 

لكه روغن:

براي پاك شدن لكه روغن مي توانيد لباس را با پودر ماشين لباسشويي بشوييد . لكه فوراً از بين مي رود.

 

لكه گيري ظروف چيني:

ظروف چيني از جمله( استكان، نعلبكي، ليوان و غيره) را داخل ظرفي بريزيد . سپس آب سرد و مقداري پودر لباسشويي روي آن بريزيد و روي اجاق بگذاريد تا چند دقيقه بجوشد تمام لكه ها از بين مي رود.

 

لكه زنگ زدگي بر روي لباس:

يك ليمو ترش را دو نيمه كرده و يك نيمه آن را آغشته به نمك كرده ، بر روي لكه بماليد. پس از پاك شدن لكه، لباس را با آب بشوييد.

 

لكه گيري شيشه ها:

اغلب خانم ها زماني كه شيشه پاك مي كنند ، مي بينند كه بر روي شيشه لك افتاده است و دائم دو طرف شيشه را پاك مي كنند. براي راحتي كار مي توانيد از اين روش استفاده كنيد: يك طرف شيشه را به طوري عمودي پاك و طرف ديگر شيشه را به طور افقي پاك كنيد، با اين روش خيلي راحت متوجه مي شويد، كه لكه كدام طرف شيشه است.

 

كندن آدامس از مو:

بچه ها گاه با آدامس خود بازي مي كنند و آن را به جاهاي مختلف مي چسبانند ! اگر آدامس به موي كودك شما چسبيد، مي توانيد براي كندن آن از دو روش زير كمك بگيريد:

روش اول: يك تكه يخ را چند بار روي آدامس بكشيد تا سفت شود سپس آدامس را از مو جدا كنيد.

روش دوم: كمي كرم مرطوب كننده به همان قسمت مو بكشيد ، سپس با يك دستمال خشك، مو را چند بار پائين بكشيد آدامس از جدا خواهد شد

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 11:12 |
«عصر عاشورا» استاد در مورد نحوه طراحی این اثر جاویران می‌گوید:

«سه سال پیش از انقلاب روز عاشورا مادرم مرا نصیعت کرد و گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلمه حرف حساب بشنوی. و من با ایشان گفتم: من اول در اتاقم کاری دارم بعد خواهم رفت.

 

حال عجیبی به من دست داد. وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلوی عصر عاشورا را شروع کردم. قلم را که برداشتم تابلویی شد که الآن هست بدون هیچ تغییری».


+ نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 11:9 |
سلام بر محرم، سلام بر ماه غم، سلام بر طليعه حزن و ماتم.
سلام بر حسين، سلام بر خون خدا، سلام بر سبط مصطفي، سلام بر زاده علي و زهرا.
سلام بر کربلا، سلام بر کوير تف ديده تشنه خون، سلام بر صحنه تجلي عشق اله، سلام برسرزمين بلا.
سلام بر زينب ، سلام بر دختر علي، سلام بر ظفرمند عرصه دلدادگي، سلام بر غيرت آموز مکتب حسين.

سپيده صبح محرم سرزد و دل هزاران عاشق حسين به خروش برآمد. سالي نو رسيد و حجاب ظلمت و غفلت به تجلي حسيني دريده شد.

دريغا که خون حسين و اشک يتيمان و رعد صداي زينب، دل در تکاپو نيندازد و زنگار از قلب نزدايد. هان، محرم آمد و صداي "هل من ناصر" حسين در صحراي کربلا نه که در تمام زواياي عالم پيچيد. زهره در تکاپو آمد و کيهان را غيرت درگرفت. آيا ياوري هست؟ آيا دين را نزد مسلمانان بهايي هست؟ آيا خون خدا را مي توان به خونخواهي برنخواست؟

آيا در ظلمتکده اي چنين رنگين و صحنه اي چنين مرصع و بازاري چنين آباد از متاع عشق و غيرت و آزادگي چيزي يافت مي شود؟ از نگراني براي دين خبري هست؟ که اگر نيست ما را با حسين چه کار؟

محرم جلوه عشق حضرت حق و رسيدن به مقام "راضيه مرضيه" است. حسين بن علي(ع) با لشکري از نور به قلب شب زد تا دلدادگي خود به حضرت دوست و دلسوزي براي اسلام را به تصوير کشد.

محرم فرصتي است تا عاشورايي شويم و عاشورايي بمانيم. دست به دامان حسين زنيم و تا ماوراي هستي به پرواز درآييم. از غيرت زينب درس بگیریم.

آنانکه به صوت الهي لبيک گويند و نداي "ياليتني کنت معکم" سردهند از تبار عاشورا خواهند بود.
+ نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 11:8 |

پروردگارا !

بی وفایی مرا ببخش که فراموش می کنم کسی را که فراموشم نمی کند و در تمام ثانیه های عمرم مرا همراه است ....

مرا ببخش که از یاد برده ام کسی را که مرا هستی داد و جاویدان کرد ....

مرا ببخش که گاه گاهی تنها خویش را می خواهم و صاحب این خویشتن را فراموش می کنم ...

من فراموشی زده را ببخش و یاری ام ده تا هستی بخش خویش را به فراموشی نسپارم ...

آری مرا یاری ده تا از یاد نبرم تو را ای صاحب هست و نیست ها ...!

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 11:7 |